تبليغاتX
عابس - نی نوا

یکشنبه پانزدهم دی 1387

نی نوا

روزی که نی از آن سر بی تن نوا داشت
بر خنجر خود ، حنجر خون خدا داشت
نی ناله ها از نی نوا در سینه دارد
بر پا ز زخم سنگ فتنه پینه دارد

قومی که از پس مانده ی نمرود بودند
از روسیاهی چهره دود اندود بودند
در ناجوانمردانگی مشهور بودند
فرسنگ ها تا مرز پاکی دور بودند

مردم فریبی را عبادت می شمردند
ویرانگری ها را عمارت می شمردند،
آن آیه های زنده را انکار کردند
با دست فتنه در دل گُل خار کردند

خورشید را آن شب پرستان سر بریدند
پروانه های عاشقی را پر بریدند
بشکسته بادا دست این نامرد مردم
داغ ابد بر سینه ی این سرد مردم !
نوشته شده توسط یه بنده خدا در 11:42 |  لینک ثابت   •